امیدواری ؟!

خرید بک لینک
طرفای ساعت پنج عصر بود که به بچه ها گفتم : چه وضعشه ؟ این آخر هفته رو به خاطر این مسخره بازی نتونستیم بخوابیم و فردا هم که شنبه است ! میشه دو هفته که نتونستم اونقدری که دلم میخواد بخوابم ! دستان برگشت گفت :welcome to grown ups life حرفش جالب بود , به نظرم خیلی داشت درست میگفت ..پ.ن. 1 : دستان به معنی دست ها نیست و اسم رفیقمه که شیش هفت سالی از من بزرگتره پ.ن. 2 : این عکس رو تو مترو انقلاب دیدم و خیلی به دلم نشست حقیقتا ! جس خوبی داره ... امیدواری ؟!...

ما را در سایت امیدواری ؟! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 76 تاريخ: پنجشنبه 9 آذر 1396 ساعت: 1:30

گوشیمو یه جوری کوک کرده بودم که بیدار شم و برم اگه غذای اضافه ای هنوز مونده , بگیرم . رسیدم به مسیول مربوطه و در جواب درخواست من گفت باید بری نگهبانی خوابگاه 2500 کارت بکشی و فیششو بیاری تا بهت از غذاهای اضافه بدم . با انبوهی از تعجب و دلخوری و حق به طرف دادن و فیلینگ بی پولی(!) و یه ذره خواب آلودگی برگشتم سر جام و خوابیدم دوباره ...نصف سالاد ماکارونی هم اتاقیم مونده بود , اونم غذا نداشت ولی خوب از سر کوچه سالاد ماکارونی آماده گرفته بود واسه خودش , داشتم اون یک سوم نون سنگکی که گرم کرده بودم رو با نصفه سالاد میخوردم و سعی داشتم یه مقداری تهش واسه خود صاحب غذا بمونه که خودش یه خورده بخوره آخر شبی . تو همین لحظه ها داشتم به یکی دو شب گذشته فکر میکردم که به لطف این تخفیف های اپ های غذا به مردم امیدواری ؟!...

ما را در سایت امیدواری ؟! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 114 تاريخ: پنجشنبه 9 آذر 1396 ساعت: 1:30

صفحه بندی